
In Your Eyes
Some people fall in loveIn rooms that are so dark.They can't see where they are goingAnd they lose their hearts.But when I saw your face,It was a light so strong!I could feel a long night coming on...!In your eyes...!In your eyes...!And I saw driving down to the river;Laughing in the rain;Dancing out in the moonlight;Papers in bed!And I saw your delights as a loverUntil the break of day!And oh... every time I lookIt's you and me together... in your eyes.Some people say that time changes everything.With love there's no way of knowingWhat the world may bring.But I don't mind at all, because it's you and me!And all I've ever wanted, I can see...In your eyes...!In your eyes...!And we are driving down to the river;Laughing in the rain;Dancing out in the moonlight;Papers in bed.And I feel your delights as a loverUntil the break of day!Oh and every time I lookIt's you and me together in your eyes!In your eyes...!In your eyes...!And I feel your delights as a loverUntil the break of day!And oh every time I lookIt's you and me forever... in your eyes!In your eyes...!In your eyes...!Driving down to the riverYour delights as a loverDancing out in the moonlightدر چشمان تو
بعضی با چشم بسته به دام عشق می افتند
نمی دانند چه بر سرشان می آید
و دل می بازند
اما آنهنگام که روی تو را را دیدم، پرفروغ و درخشان بود
و میتوانستم ببینم که شبی طولانی در پیش است
در چشمان تو، در چشمان تو
و نگریستم که بسوی رودخانه سرازیر میشوی
زیر باران خنده سر میدهی
در مهتاب میرقصی
سبکبال در بستر می آرامی
و من عاشقانه سرخوشی ات را نظاره میکنم
تا دمیدن صبح
و آه ... هر زمان که نظاره میکنم
خود و تو را با هم
در چشمانت میبینم
برخی می گویند که زمان همه چیز را دگرگون می کند
با وجود عشق نمیتوان فهمید
چه بر سرت می آید
اما برایم اهمیتی ندارد ، چرا که با تو هستم
و همه آنچه را که میخواستم را میتوانم ببینم
در چشمان تو ، در چشمان تو
و بسوی رودخانه سرازیر میشویم
در زیر باران خنده سر میدهیمدر نور مهتاب میرقصیمسبکبال در بستر می آرامیمو من عاشقانه سرخوشیت را حس میکنمتا طلوع سپیده دمآه هرزمان که می نگرمخود و تو را در چشمانت میبینم در چشمان تو،در چشمان تو سرخوشیت را همچو عاشقی نظاره میکنم
تا طلوع صبحگاهان
و آه هر زمان که مینگرم
خود و تو را جاودانه در چشمانت میبینم
در چشمان تو ، در چشمان تو
بسوی رودخانه سرازیر میشویم
همچو عاشقی میدرخشی
در نور مهتاب میرقصیم
در چشمان تو

آهنگ تب
ای وای، ای وای
خوابم یا که بیدار
ای وای آره انگار
این جاست نازنینم
چشمام مست و
قلبم شده شیدا
باور ندارم عشق
بازم شده پیدا
تب اون توی قلب منه و
داره باز تند تند می زنه و
پریشون شده دوباره این دل
کیه اون، اونی که این وسط
نمی خواد چیزی به جز فقط
یه نگاه واسه شکار این دل
همه چی دیگه به کامشه
دیگه دل اسیر دامشه
همه جا سوار و یکّه تازه
توی اون نگاهش تو کمون
دوباره دلو کرده نشون
واسه من ولی چه دلنوازه
ای وای، ای وای، ای وای، ای وای ...
ای وای، ای وای، ای وای، ای وای ...
ای وای، ای وای
ای وای، ای وای
ای وای، ای وای
خوابم یا که بیدار
ای وای آره انگار
این جاست نازنینم
چشمام مست و
قلبم شده شیدا
باور ندارم عشق
بازم شده پیدا
تب تو توی قلب منه و
داره باز تند تند می زنه و
پریشون شده دوباره این دل
تویی اون، اونی که این وسط
نمی خوای چیزی به جز فقط
یه نگاه واسه شکار

سلام میکنم به تو دوست عزیز
یه وقت بی معرفت نشین که بیاین دیدن کنین اما نظر ندین
چون دوست دارم شما هم به جمع دوستای من بپیوندین
با آرزوی کامیابی
اگر ممکنه از گذاشتن نظر خصوصی هم خودداری کنین تا بتونم تایید کنم![]()
There are those who think that love comes with a lifetime guarantee
But we know from those around us that this may not always be
It's the simple things that come between a father and a son
But when they try to talk the knives are out before they have begun
Well that was me and I have seen the light that shines for eternity
Because I learned to say the words I love you
ببین چه قلبایی شکستن
توی دست روزگار
ببین چشمایی رو که گشتن
پی نوری موندگار
از عشق و باور باید که آخر
بشن لبریز دلامون
یه روزی هر جا پُر بشه دنیا
از طنین صدامون
پس بیا با هر زبون
تو هم بخون
بخون عاشقونه کنارم
فریاد بزن بگو
دوست دارم
And this endless road that we are on just keeps on going round
But there's one destination that always is here to be found
So come with me
با من بیا
You will see
تو هم ببین
The light that shines for eternity
Be strong and learn to say the words I love you
فریاد بزن بگو
دوست دارم
The words
I love you
دوست دارم
the words ILOVE YOU

هم آوایی کریس دی برگ با گروه آریان


آقای دی برگ ۵۹ ساله، از والدین بریتانیایی متولد شده و ساکن ایرلند است.
این هنرمند حدود ۳۴ سال است که در عرصه موسیقی فعال است و برخی از آهنگ هایش از جمله، بانوی سرخ پوش، هنوز از رادیوهای محلی مختلف پخش می شود.
کریس دی برگ در مصاحبه با شبکه اول تلویزیون بی بی سی، ضمن معرفی ترانه جدید خود درباره همکاری اخیرش با یک گروه ایرانی صحبت کرد.
او گفت: "من اخیرا ً کار مشترکی را با گروهی به نام آریان در ایران انجام داده ام. آنها به فارسی آواز می خوانند و آلات موسیقی خودشان را نیز دارند. آهنگ بسیار متفاوتی از کار درآمده، که در واقع اجرای جدیدی است از ترانه من به نام واژگان من دوستت دارم"
او گفت که ماه آینده سفر کوتاهی به ایران خواهد کرد، چرا که از او دعوت شده تا به عنوان نخستین هنرمند غربی بعد از انقلاب، در آن جا کنسرتی اجرا کند.
در ایران در حالی که پخش موسیقی پاپ غربی همراه با ترانه ممنوع است، بسیاری از این آهنگ ها بدون ترانه از صدا و سیمای دولتی پخش می شوند.
گروه های مجاز پاپ ایرانی نیز می گویند که متن ترانه هایشان باید به تائید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برسد.
با این وجود، نسخه غیر مجاز آخرین آلبوم های غربی و گروه های پاپ یا رپ زیر زمینی در سطح وسیع توزیع می شود.
کریس دی برگ در مصاحبه خود با تلویزیون بی بی سی به انتقادهایی که از برنامه سفرش به ایران شده اشاره کرد.
او گفت: "بسیاری به من گفته اند که نباید در اینباره ساده برخورد کنم و من هم چنین تصمیمی ندارم. من (و گروهم) به لحاظ سیاسی از آنچه که در ایران می گذرد آگاهی زیادی داریم. لذا ما برای این که ببینیم اوضاع چگونه است، یک سفر کوتاه سه روزه به ایران می کنیم تا ببینیم آیا امکان برگذاری کنسرت آنجا وجود دارد یا خیر."
کریس دی برگ در مصاحبه دیگری با شبکه الجزیره به سفر آتی خود به ایران اشاره کرده و گفته است که تجربه زندگی در مناطق نا آرام، از جمله ایرلند شمالی در سال های جنگ داخلی، آفریقا، مالتا و آرژانتین او را به لحاظ سیاسی مجرب کرده است.
وی تاکید دارد ترجیح می دهد که به ویژه در فعالیت های هنری خود از موضع گیری سیاسی پرهیز کند.
خواهش از بهر ستم خواهی انسان مکن
عشق در سینه نگهدار و هیچ فاش مگو
چون که تاریک است این راه و از آن یاد مکن
عشق آیینه قلب است در آن زنگی نیست
لیک این جمله نگهدار و عنوان مکن
در درون مایه عشقت ز جفا دوری کن
آشکارا زین سخن هیچ کجا یاد مکن
اگر از بهر کسی در عشق مردی. مردی
ورنه از جورو جفا عشق فریاد مکن
